جادوگری در زیمبابو
افزایش موارد اتهامی مربوط به جادوگری در زیمبابوه نشاندهنده باور مردم به این نظام اعتقادی بازمانده از دوران حجر است. در زیمبابوه، اتکا به شیوههای سنتی غیبی و ماورایی رو به افزایش به نظر میرسد. بسیاری از زیمبابوهایها، بهویژه آنان که در مناطق روستایی بزرگ شدهاند، کنار گذاشتن باور به وجود جادوگری را دشوار مییابند. موضوع جادوگری در زیمبابوه بحثبرانگیز است. برخی به جادوگری باور دارند و برخی دیگر آن را باور ندارند. هرگاه صحبت در اینباره آغاز میشود، معمولاً مردم به دو گروه تقسیم میشوند: گروه نخست میگویند جادوگر وجود ندارد و گروه دوم معتقدند جادوگر وجود دارد. جادوگری همچنین موضوعی است که جامعهشناسان و دیگر متخصصان در طول سالیان طولانی آن را مطالعه کردهاند و نتایج آنان به اندازه تعدادشان متفاوت است. با اینکه زیمبابوه کشوری غالباً مسیحی به شمار میرود و بیش از ۹۰ درصد مردم آن خود را وابسته به یکی از فرق مختلف مسیحیت معرفی میکنند، اما باور به جادوگری و امور غیبی همچنان گسترده است.
جادوگری چیست؟
جادوگری به معنای انجام دادن و باور داشتن به تواناییها و مهارتهای جادویی است که توسط جادوگران و گروههای آیینی به کار گرفته میشود؛ برخی نیز آن را استفاده از نیروهای جادویی ـ بهویژه نیروهای شر ـ یا توانایی برخی افراد برای آسیب رساندن عمدی از راههای ماورایی تعریف میکنند. یکی از ویژگیهای منحصربهفرد جادوگری این است که فرد میتواند از فاصله دور آسیب بزند. ازاینرو، جادوگری بهعنوان نوعی فناوری یا علمی غیرقابلمقایسه با فناوری مدرن ظاهر میشود. با این حال، جادو بهطور کلی ابزاری برای یافتن راهحل مشکلات جسمی نیز هست.
اصطلاح «جادوگری» بسیار گسترده است و در فرهنگها و جوامع مختلف متفاوت است و به همین دلیل تعریف دقیق آن دشوار است.
باورها درباره جادوگری در سراسر جهان، چه در گذشته دور و چه در زمان معاصر، ثبت شدهاند.
در آفریقا و بهویژه زیمبابوه، قدرت از راههای گوناگون جستوجو میشود، اما رایجترین آنها witchcraft است و از magic کاملا جداست. و گفتنی است که جادوگری در آفریقا شامل استفاده از داروهای زیانآور، طلسمها، جادو و هر وسیله دیگری برای ایجاد بیماری، بدبیاری یا مرگ انسان یا حیوان یا آسیب رساندن به انسان، حیوان یا اموال است.
جادوگری بهعنوان بخشی از فرهنگ زیمبابوه
باورها و شیوههای مرتبط با جادوگری بخش عمیق و گستردهای از فرهنگ و جهانبینی مردم زیمبابوه را تشکیل میدهند و تقریباً بر تمام جنبههای زندگی اجتماعی و فردی تأثیر دارند. این باورها بخشی جداییناپذیر از نظامهای دانش بومیاند و حتی در محیطهای شهری مدرن و در سطوح مختلف تحصیلی، دینی و طبقاتی نیز رواج دارند.
جنبههای کلیدی جادوگری در فرهنگ زیمبابوه:
توضیح بدبیاریها: جادوگری ابزار اصلی برای تبیین رویدادهای غیرقابلتوضیح مانند بیماریها از جمله بیماریهای مدرن مانند HIV/AIDS و سرطان، مرگ، ناباروری، بدشانسی یا از دست دادن ناگهانی ثروت است.
پویاییهای اجتماعی: ترس از جادوگری نوعی کنترل اجتماعی ایجاد میکند تا افراد بیش از حد مغرور یا بیش از اندازه جاهطلب نشوند؛ زیرا این امر ممکن است حسادت دیگران را برانگیزد. اتهام جادوگری غالباً منجر به درگیریهای اجتماعی و شکاف در خانوادهها و جوامع میشود.
درمانگران سنتی و معنویت: درمانگران سنتی (نانگاها) و متوسطهای روحانی نقش اصلی را در تشخیص و مقابله با جادوگری ایفا میکنند. آنان میانجیگری میکنند، داروهای گیاهی (موتی) تجویز میکنند و مراسمی برای محافظت از افراد و خانهها در برابر طلسمهای شیطانی یا در برخی موارد بازگرداندن آسیب به عامل آن انجام میدهند.
زمینه مدرن: این باورها همچنان ادامه یافته و با دوران مدرن سازگار شدهاند؛ از جمله سخن درباره «جادوگرانی که با هواپیما پرواز میکنند» یا استفاده از اشیای مدرن در اعمال خود. حتی در میان مسیحیان، بخش بزرگی از مردم زیمبابوه باورهای تلفیقی دارند و ایمان مسیحی را با دیدگاههای سنتی درباره جادوگری ترکیب میکنند.
جایگاه قانونی: علیرغم گستردگی این باور، متهم کردن کسی به جادوگری از سال ۱۸۹۹ بر اساس «قانون سرکوب جادوگری» غیرقانونی است، قانونی که جادوگری را ادعایی توخالی میدانست. این قانون که ناشی از نگاه استعماری منفی به باورهای سنتی آفریقایی بود، هرگز نتوانست باور فرهنگی مردم به وجود و قدرت جادوگری را از میان ببرد. در حقیقت، جادوگری در تاروپود جامعه زیمبابوه تنیده شده و چارچوبی است برای فهم جهان و رویارویی با چالشهای زندگی، بیتوجه به سن، تحصیلات یا وابستگی مذهبی.
دیدگاههای استعماری درباره جادوگری
با تسلط اروپاییها در اواخر قرن نوزدهم، «قانون سرکوب جادوگریِ ۱۸۹۹» وضع شد که متهم کردن یا مجازات جادوگرانِ مظنون را غیرقانونی میکرد. این قانون بر پایه باور اروپاییها بنا شده بود که جادوگر وجود ندارد، و هدف آن جلوگیری از پیامدهای اجتماعی اتهام جادوگری بود. پیامدهایی چون ناآرامیهای اجتماعی، کاهش تولید در معادن و مزارع و در نهایت قتل فردی که به جادوگری متهم میشد. تلاشهای سرسختانه استعمارگران برای حذف باور به جادوگری چندان موفق نبود و حتی موجب شد بسیاری از آفریقاییها فکر کنند اروپاییها در حال محافظت از جادوگراناند.
دیدگاههای پس از دوران استعمار
در دهه ۱۹۸۰، در سالهای آغازین زیمبابوه پس از استقلال، دولت راهبردهایی برای احیای احترام و کارکرد باورهای فرهنگی و شیوههای درمان سنتی ارائه کرد. دولت «انجمن درمانگران سنتی زیمبابوه (ZINATHA) » را تشکیل داد و بعدها قانون سرکوب جادوگری را اصلاح کرد تا درمانگران سنتی دیگر «جادوگر» یا «جادوگر-پزشک» به شمار نیایند. با وجود تلاشهای اخیر ZINATHA برای اصلاح قانون و پذیرش رسمی وجود جادوگران، قانون هنوز کمابیش مشابه دوران استعمار باقی مانده است.
جادوگر!
اما جادوگر دقیقاً کیست و چرا مردم اینقدر از او میترسند؟
در تصور مردم زیمبابوه، جادوگران هولناکترین نمودهای تاریک انسانیتاند؛ آنان گفته میشود در دل تاریکی بر پشت حیوانات شبزی مانند کفتارها پرواز میکنند و گوشت جسدها را با ولع میخورند.
گفته میشود لذیذترین غذای آنان گوشت نوزادان است، و زنانی که کودکانشان میمیرند یا سقط میکنند ممکن است به کشتن عمدی فرزندانشان بهخاطر لذت شرورانه یا استفاده از گوشت آنان در داروهای شیطانی متهم شوند. مردان نیز گاه جادوگر شناخته میشوند، هرچند کمتر از زنان. باور بر این است که جادوگران میتوانند به حیوانات همراه خود مانند کفتار، مار، تمساح یا جغد تبدیل شوند و در کمین قربانیهای بیخبر بنشینند.
جادوگر شدن از دو راه اتفاق میافتد: یا از طریق تسخیر غیرارادی توسط یک روح غیرانسانی (شَوه)، یا از راه شاگردی نزد یک جادوگر و خوردن داروهای خاص (موتی).
با اینکه همه جادوگران جادوگری میکنند، اما همه کسانی که جادوگری میکنند الزاماً جادوگر به معنای فوق نیستند. تشخیص جادوگری توسط درمانگر سنتی یا نانگا انجام میشود که بهویژه در میان روحانیان و شفادهندگان شهرت دارد و توانایی ویژهای در «بو کشیدن» جادوگری دارد.
با وجود ترس از آنان، جادوگران بخشی ضروری از جامعه زیمبابوه به شمار میروند. حضور آنان به مردم کمک میکند رویدادهای غیرقابلتبیین را با چارچوب فرهنگیِ بیماری، مرگ، بدبیاری یا حتی موفقیت تعبیر کنند. جادوگران بیش از هر چیز، همچون بوم نقاشی روانشناختی عظیمی عمل میکنند که جامعه میتواند درونیترین ترسهای خود، و اذعان به از دست دادن کنترل، و گمراه شدن جهانها - فردی و جمعی - را بر آن فراافکند. همچنین ترس از جادوگری نوعی کنترل اجتماعی است؛ تا کسی بیش از اندازه در کسب قدرت یا ثروت زیادهروی نکند، یا از فرد اشتباهی ندزدد یا با همسر فرد اشتباه رابطه برقرار نکند.
شیوه عمل جادوگران
واژه شوناییِ muroyi جمع: varoyi بهمعنای «جادوگر» است و تقریباً همیشه به زن اشاره دارد. جادوگر شبها به مکانها و افرادی که میخواهد به آنان آسیب برساند سفر میکند. پیش از خروج از خانه، شوهرش را جادو میکند تا در خوابی عمیق فرو رود و تا هنگام بازگشت او بیدار نشود. برای جادو کردن یک شخص، جادوگر باید خانواده و نام قبیله قربانی را بشناسد؛ در غیر این صورت جادویش بیاثر است. او معمولاً بر پشت یک کفتار سوار میشود و به مقصد میرود. وقتی میرسد، خانه و اطراف آن را جادو میکند تا قربانی به کما فرو رود. سپس نامها و ستایشهای وابسته به خاندان و قبیله او را میخواند و از ارواح نیاکانش اجازه میخواهد تا هرچه میخواهد با او انجام دهد. پس از خواندن این نیایشها، کار خود را آغاز میکند: ارواحش را به خانه قربانی میفرستد تا او را بکشند. گاهی نام قربانی را صدا میزند و فردِ در خواب، هیپنوتیزم شده، بیدار میشود و در را باز میکند. قربانی معمولاً در حضور جادوگر نمیمیرد، زیرا ارواح مادرزاد او مانع میشوند. هنگامی که جادوگر میرود، قربانی نیمههشیار، لرزان، ناتوان و تقریباً دیوانه بیدار میشود. آسیبهایی که جادوگر وارد میکند توسط درمانگر سنتی درمان میشود. معمولاً پس از شناسایی جادوگر توسط درمانگر، بستگان قربانی نزد جادوگر میروند و از او التماس میکنند که بیمار را درمان کند. جادوگر هنگام مرگ، جادوگریاش را به نسل بعد منتقل میکند.
بیشتر انواع جادوگری توسط زنان انجام میشود. اما مردان نیز نوعی جادوگری به نام «داروی سیاه» دارند که موجب آشفتگی جسمی میشود و معمولاً در روز بهکار میرود. این داروی سیاه در میان کارگران ابزاری نیرومند است، زیرا حسادتهای شغلی بسیار است. بسیاری از آفریقاییها در اثر این نوع جادوگری برای همیشه آسیب دیدهاند. حتی شوناهای مسیحی نیز از این نوع جادوگری میترسند. داستانهای بسیاری درباره جادوگران وجود دارد؛ برای مثال، وقتی کسی میمیرد و دفن میشود، جادوگران شبانه به سراغ قبر میروند. یکی از آنان با چوب جادویی یک بار قبر را میزند و قبر باز میشود. اگر جسد جوان باشد، آن را بهطور کامل بیرون میآورند، بین خود تقسیم میکنند و میخورند.
در میان مردم شونازبان، جادوگری سنتی است که تاکنون ادامه یافته است. حتی امروز نیز تقریباً در هر روستا یافت میشود. در طول تاریخ بشر، رویدادهای غیرقابلتوضیحی که فراتر از عقل و علوم طبیعیاند گزارش شدهاند و همینها باور به جادوگری و امور غیبی را تقویت کردهاند
شکال جادوگری
Uroyi hweshavi : این نوع شامل روحی سرگردان است که برای یک فرد بدبیاری یا آسیب ایجاد میکند.
داروی سیاه: که به «جادوی سیاه» نیز مشهور است، شامل استفاده از اشیای ملموس مانند طلسمها، چوبدستها یا برگها همراه با وردهای خاص برای ایجاد مشکلات جسمی یا روانی در قربانی است.
افسونهای انتقام و حفاظت: از جادوگری برای حل اختلافات، تلافیکردن از دشمنان یا حفظ خود و خانواده در برابر آسیب استفاده میشود.
آیینها: برخی شیوهها شامل آیینهایی هستند که گاهی قربانیکردن حیوانات و در موارد شدید قربانیکردن انسان را برای رسیدن به اهدافی مانند ثروت یا قدرت در بر میگیرند.
Mubobobo : نوعی هیستری جمعی که گاهی به جادوگری نسبت داده میشود، و در آن گروه بزرگی از مردم ناگهان دچار وحشت یا حالت تسخیرشدگی میشوند.
در میان قوم شونا، باور بر این است که varoyi (جادوگران) میتوانند هزاران کیلومتر در آسمان پیموده و همان شب بازگردند، و فرد ممکن است در فاصله بسیار دور نیز هدف جادو قرار گیرد. گفته میشود که جادوگری اشکال مختلفی به خود میگیرد.
آیا جادوگری میراث ناملموس است؟
برخی استدلال کردهاند که جادوگری نوعی فناوری پیشرفته است که در هیچ جای دیگر وجود ندارد. همچنین گفته شده که جادوگری باید بهعنوان میراث فرهنگی ناملموس (ICH) در زیمبابوه شناخته شود و نهادی دولتی باید آن را ساماندهی و نظارت کند. ازاینرو، بهرسمیتشناختن جادوگری بهعنوان میراث ناملموس در جامعه زیمبابوه ممکن است به مبارزهای واقعی یا نوعی کنشگری فرهنگی و اصلاحات قانونی نیاز داشته باشد، همانگونه که در برخی کشورهای آفریقای سیاه رخ داده است.
استدلال مخالف درباره جادوگری بهعنوان میراث ناملموس
بسیاری از پژوهشگران معتقدند جادوگری عمدتاً نیرویی مختلکننده نظم اجتماعی است.
اتهامات جادوگری معمولاً با حسادت، تنشهای اجتماعی و درگیری همراهاند و فضایی آکنده از بیاعتمادی و ترس ایجاد میکنند. برخلاف عناصر میراث ناملموس که به پیوندهای اجتماعی کمک میکنند، جادوگری اغلب عاملی تفرقهانگیز بوده و باعث فروپاشی اجتماعی میشود.
در زیمبابوه و دیگر نقاط آفریقا، اتهامات جادوگری اغلب به طرد اجتماعی، خشونت یا حتی مرگ متهم منجر میشود. بنابراین، بهجای تقویت هویت جمعی، جادوگری وحدت و اعتماد موردنیاز برای میراث ناملموس را تضعیف میکند. میراث ناملموس شامل انتقال میاننسلی دانش و مهارتهایی است که به تداوم فرهنگی و هویت اجتماعی کمک میکند. این مهارتها معمولاً آشکارا و با افتخار منتقل میشوند، اما جادوگری در هالهای از پنهانکاری جریان دارد و آموزش آن آشکار یا سازنده نیست.
پژوهشگران میگویند:جادوگری مهارتها یا دانشی که جامعه را غنی کند منتقل نمیکند، بلکه بر پنهانکاری و ترس تکیه دارد. این امر با ماهیت میراث ناملموس که بر انتقال مثبت و آشکار تأکید دارد در تضاد است.
همچنین، یکی از تفاوتهای مهم میان جادوگری و میراث ناملموس، نقض حقوق بشر است. ٔ
اتهامات جادوگری معمولاً منجر به آزار جسمی، قتل یا طرد میشوند؛ امری که با اصول کرامت انسانی و احترام به اصول میراث ناملموس ناسازگار است. بنابراین، گرچه جادوگری در برخی جوامع بهعنوان یک نظام اعتقادی شناخته میشود، اما معیارهای لازم برای یک میراث فرهنگی مثبت را ندارد. برخی پژوهشگران با اینحال معتقدند جادوگری بخشی از میراث فرهنگی است، اما این دیدگاه بحثبرانگیز باقی مانده است.
تأثیرات جادوگری بر افراد و خانوادهها
در زیمبابوه، قربانیان اتهام جادوگری - که معمولاً کودکان و زنان مسن هستند - با اخراج از جامعه، از دست دادن اموال، و خشونت فیزیکی روبهرو میشوند. حتی اگر تلاشهایی برای «درمان» فرد انجام شود، برچسب «جادوگر» ممکن است تا پایان عمر همراه او بماند. افرادی که به جادوگری متهم میشوند، گاهی برای فرار از آسیب احتمالی، خانه و روستای خود را ترک میکنند یا از سوی جامعه اخراج میشوند. این همان کاری است که «دهیار چیگودورا» در آن تخصص دارد.
دیدگاه و نقش کلیسای مسیحی درباره جادوگری
نقش کلیساهای مسیحی زیمبابوه در زمینه باور به جادوگری پیچیده و چندلایه است و واکنشها از محکومیت تا همزیستی تلفیقی با باورهای سنتی متغیر است. باورها به امور غیبی آنقدر در جامعه ریشه دارد که بسیاری از مسیحیان هنوز با ترس از جادوگری درگیرند.
نقشها و واکنشهای اصلی کلیسا
محکومیت و جنگیری: بسیاری از کلیساها جادوگری را ظهور نیروهای شیطانی میدانند و با آن مقابله میکنند.
مکاتب رهایی (Deliverance): کلیساهای پنتاکاستی و نئوکاریزماتیک، مراسم جنگیری و آزادسازی برگزار میکنند.
چهرههای پیامبرگونه: اسقفها و پیامبران خاصی با جادوگران مقابله میکنند و به آنان مشاوره و بازپروری میدهند.
ارائه راهحلهای جایگزین: مردم به کلیسا مراجعه میکنند تا مشکلاتی را که سابقاً به جادو نسبت داده میشد در چارچوب مسیحی حل کنند.
حفاظت معنوی: کلیسا دعا، روغن مسح و نمادهای مسیحی را برای محافظت در برابر شر پیشنهاد میکند.
مراقبت معنوی: تلاش رو به رشدی برای ارائه پاسخهای الهیاتی به ترسهای مردم از جادوگری وجود دارد.
دوگانهباوری: برخی مسیحیان هم به کلیسا میروند و هم به درمانگران سنتی مراجعه میکنند.
تأثیر فرهنگی: برخی موعظههای پنتاکاستی ناخواسته باورهای سنتی درباره نیروهای غیبی را تقویت میکنند.
تغییر نگرشها: کلیساهای سنتیتر (کاتولیک، آنگلیکان) معمولاً دخالت مستقیم کمتری داشتهاند، اما نفوذ کلیساهای کاریزماتیک باعث تغییر رویکرد آنان نیز شده است.
در مجموع، نقش کلیسا نوعی تعادل میان جهانبینی سنتی آفریقایی- که وجود جادو را بدیهی میداند- و تعالیم کتابمقدس است که آن را محکوم میکند.
دیدگاه روئسای قبایل و رهبران سنتی
در زیمبابوه، اتهام جادوگری بخشی از فرهنگ تلقی میشود، زیرا پدیدههایی مانند مرگ، بیماری و بدبیاری معمولاً با چارچوب فرهنگی تفسیر میشوند. حتی هنگامی که علت پزشکی مرگ روشن است، بسیاری باور دارند فرد «افسون شده» است. این باور عمیقاً در فرهنگ ریشه دارد.
دیدگاههای دانشگاهی
بسیاری از پژوهشگران جادوگری را نیرویی مخرب و ایجادکننده ترس اجتماعی میدانند. پروفسور گوردون چاواندوکا، رئیس سابق دانشگاه زیمبابوه و رئیس سابق انجمن درمانگران سنتی، مشکلات برخورد با جادوگری را گوشزد کرده است. در مقالهای با عنوان «جادوگری و قانون در زیمبابوه» او بیان میکند که دادگاههای سنتی وجود جادوگران را قبول دارند، اما دادگاههای رسمی چنین اعتقادی ندارند.
قانون سرکوب جادوگری (۱۸۹۹) که از استعمار به ارث رسیده، بدون تغییر باقی مانده است. دادگاههای سنتی این قانون را ناعادلانه میدانند، زیرا مانع متهمکردن جادوگران میشود و این کار را محافظت از کسانی میدانند که هنرشان اثباتپذیر نیست. قاضی مافیوس چدا از دیوان عالی خواستار کاهش محدودیتهای استعماری علیه اعمال جادوگری شد. او در آغاز سال قضایی ۲۰۱۳ گفت بسیاری از مردم زیمبابوه همچنان به قدرت واسطههای روحانی و آیینهای سنتی باور دارند. بسیاری از پژوهشگران هشدار میدهند که اتهامات جادوگری میتواند همچنان ابزار کنترل اجتماعی یا ارعاب باشد.
باورهای جادوگری در میان قوم شونا
گوردون چاواندوکا که ریاست انجمن درمانگران سنتی زیمبابوه -ZINATHA- را نیز برعهده داشت، جادوگری میان مردم شونا را بهطور گسترده مطالعه کرده است. شوناها بزرگترین گروه قومی زیمبابوهاند و شامل گروههایی چون ززورو، کارانگا، مانیکا، بودیا و کورِکوره هستند. چاواندوکا (۲۰۰۴) میگوید:جادوگری در میان شوناها منفورترین عمل است. فرزندان جادوگران مورد تمسخر قرار میگیرند و در ازدواج با مشکل روبهرو میشوند.
جادوگری یکی از عوامل اصلی پسرفت در زندگی اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی به شمار میرود. در این فرهنگ، درمانگران سنتی (نانگاها) در مرکز آیینهایی قرار دارند که نهتنها از افراد، خانوادهها و جامعه در برابر شر محافظت میکنند، بلکه با بازگرداندن شر به جادوگر انتقام نیز میگیرند؛ امری که راهی برای «چشاندن داروی خود فرد» تلقی میشود. بسیاری از بدبیاریها از جمله:از دست دادن ثروت، مرگها، بیماریها، ناباروری، بدشانسی، ناتوانی در یافتن همسر به جادوگری نسبت داده میشود. در بسیاری از فرهنگهای بومی آفریقایی، مجردبودن یا تجرد بهدلیل نیروهای شیطانی تلقی میشود و پذیرفتهشده نیست.
نظر حقوقی درباره جادوگری
قانون در مورد جادوگری سکوت کرده است، در حالی که مردم باور دارند که جادوگری وجود دارد و هر روز بر زندگی آنان تأثیر میگذارد. برای مثال، در زیمبابوه بیش از نود درصد مردم معتقدند که زندگیشان بهنوعی از طریق جادوگری دستکاری میشود.
دادگاههای روئسای سنتی و جادوگری
در زیمبابوه، این اختلاف نظر به محاکم قضایی نیز کشیده شده است. میان دادگاههای سنتی و دادگاههای رسمی درباره موضوع جادوگری اختلاف وجود دارد. دادگاههای سنتی معتقدند که جادوگران وجود دارند، در حالی که دادگاههای رسمی میگویند جادوگران وجود خارجی ندارند.
دانش عمومی درباره جادوگری در زیمبابوه محدود است، جز این باور که عاملان آن میتوانند بهوسیله نیروهای ماورایی و از فاصله دور، موجب مرگ یا آسیب دیگران شوند. در زیمبابوه و دیگر کشورهای آفریقایی، تنها کسانی که ادعا میکنند جادوگری را میفهمند و توان کنترل آن را دارند، درمانگران سنتی هستند.
دادگاههای سنتی
در دادگاههای سنتی، باور بر این بود که جادوگران در گذشته وجود داشتهاند و هرگاه فردی به جادوگری محکوم میشد، مجازات میگردید. مجازاتها متفاوت بود: در موارد شدید، جادوگر کتک زده میشد یا حتی کشته میشد. برخی مجبور میشدند روستا را ترک کنند و خانههایشان تخریب میگردید. طرد اجتماعی ملایمترین مجازات بود. برخی نیز درمان میشدند؛ یعنی درمانگری مأمور میشد تا روح شیطانیِ ساکن در جادوگر را خنثی یا نابود کند. اگرچه بسیاری از دادگاههای سنتی و حتی نشستهای خانوادگی هنوز برخی پروندههای جادوگری را رسیدگی میکنند، اما از نظر قانونی دیگر مجاز به این کار نیستند. طبق قوانین زیمبابوه، این پروندهها باید به دادگاههای رسمی ارجاع شوند.
دادگاههای رسمی
مقامات دادگاههای رسمی در زیمبابوه وظیفه خود را از میان بردن باور مردم به جادوگری میدانند. از نظر آنان، جادوگر وجود ندارد و کسی که ادعا میکند جادوگری را مییابد و آن را بیخطر میکند، دشمن واقعی جامعه است. مقامات دادگاههای رسمی کاملاً با «قانون سرکوب جادوگری» موافقاند. با این حال، برخی وکلای آفریقایی نسبت به درستی این قانون تردیدهایی دارند.
تعارض میان دادگاههای رسمی و غیررسمی
این اختلاف میان دادگاههای سنتی و رسمی به چند دلیل رخ میدهد. مهمترین دلیل، تعریف جادوگری در «قانون سرکوب جادوگری» است. در قانون، جادوگری چنین تعریف شده است:
«استخوانافکنی- فال گیری با استخوان -، استفاده از طلسمها و هر وسیله یا ابزار دیگری که در جادوگری به کار رود». اما این تعریف — که تا امروز بدون تغییر مانده — هیچ اشارهای به جادوگر یا ماهیت واقعی جادوگری ندارد. استخوانافکنی الزاماً برای شناسایی یا بیرونکردن جادوگران انجام نمیشود؛ بلکه نوعی فالگیری یا روش تشخیص علت بیماری است.
دیگر روش رایج در تشخیص سنتی بیماریها تسخیر روحانی است. بیماری و بدبیاری همیشه به جادوگری نسبت داده نمیشود؛ ممکن است ناشی از ارواح نیاکان، ارواح خشمگین، باکتریها یا میکروبها باشد. پس از تعیین علت، درمان ممکن است شامل داروهای گیاهی، آیینها یا ترکیبی از هر دو باشد. در برخی موارد، هیچیک توصیه نمیشود.
اصلاح قانون سرکوب جادوگری
اصلاح قانون سرکوب جادوگری در سال ۲۰۰۶ توسط بسیاری از زیمبابوهایها مورد استقبال قرار گرفت، زیرا با فرهنگ و سنتهای کشور همخوانی داشت. سالها مردم خواهان اصلاح این قانون بودند تا قانون، وجود جادوگری را به رسمیت بشناسد؛ چیزی که رژیم استعماری پیشین ممنوع کرده بود. اصلاحات جدید که در ژوئیه ۲۰۰۶ اعمال شد، نتیجه سالها مذاکره فشرده بود و وجود جادوگری را در کشور به رسمیت شناخت.
جادوگری و تفکر زیمبابوه معاصر
دین سنتی آفریقایی (ATR) وجود جادوگران و اعمال جادوگری را در جوامعی که چنین اعمالی در آنها انجام میشود کاملاً میپذیرد. این برخلاف موضع مبلغان و مدیران استعماری اروپایی است که واقعیت جادوگری را زیر سؤال میبردند.
اتهامات جادوگری پیامدهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حقوقی دارد. برخی پروندهها بهشدت جنسیتی بوده و به شکل «شکار سیاسی جادوگران» ظاهر شدهاند؛ با هدف تحقیر یا حذف رقیبان سیاسی از طریق تهمت، نفرتپراکنی و اتهامسازی.
نتیجهگیری
در زیمبابوه، وجود جادوگری یک موضوع قطعی و علمی نیست، بلکه باوری عمیقاً ریشهدار و پدیدهای اجتماعی است که بر زندگی روزمره و تبیین بدبیاریها تأثیر زیادی دارد. در حالی که قانون مدرن، جادوگری را غیرقابل اثبات تجربی میداند، باور به آن در میان همه سطوح جامعه بسیار گسترده است. تأیید رهبران سنتی — که پاسداران فرهنگ زیمبابوهاند — مبنی بر وجود جادوگری، نشان میدهد که جادوگری در فرهنگ زیمبابوه واقعاً وجود دارد، حتی اگر افراد دارای آموزش غربی آن را نپذیرند. در حقیقت، باور به جادوگری، افسونگری و تسخیر روحانی در سراسر آفریقا و بهویژه در زیمبابوه در حال افزایش است، حتی در شرایطی که مدرنیزاسیون، جهانیسازی و دسترسی به خدمات مدرن (بهداشت، آموزش و ...) رو به گسترش است.
فارغ از سطح تحصیلات، دین، یا طبقه اجتماعی، بسیاری از مردم زیمبابوه معتقدند جادوگری و افسونگری وجود دارد و بر زندگی جسمی و روزمره آنان تأثیر میگذارد.
ص / امینی
منابع:
https://humanrightshouse.org/articles/spectre-of-witch-hunts-in-zimbabwe/
http://www.kubatanablogs.net/kubatana/witchcraft-and-the-zimbabwean-constitution/
https://zimfieldguide.com/masvingo/witches-and-witchcraft
https://www.heraldonline.co.zw/finding-the-hub-of-zim-witchcraft/
https://noyam.org/wp-content/uploads/2025/07/ERATS20251172.pdf
https://noyam.org/wp-content/uploads/2025/07/ERATS20251172.pdf
https://www.heraldonline.co.zw/traditional-courts-give-culture-a-bad-name/
https://repository.up.ac.za/server/api/core/bitstreams/a20f6f85-d6f2-4eee-96fd-74a887e11458/content
نظر شما